من الهه رستمنژاد، رواندرمانگر با رویکرد تحلیلی هستم و در زمینهی زوجدرمانی فعالیت میکنم.
مسیر آموزشی من در حوزهی روانکاوی با گذراندن دورهی روانکاوی کلاسیک در مدرسه تجربه زندگی و با سوپرویژن خانم دکتر نرگس شریفزاده آغاز شد. در ادامه، دورههای روانکاوی معاصر را در مؤسسهی همآوا با بهرهگیری از سوپرویژن دکتر صفورا محمدیان و دکتر زهره امراللهی گذراندم و در حال حاضر نیز دورهی روانکاوی معاصر را زیر نظر دکتر هنربخش ادامه میدهم.
در کنار آموزشهای فردی، علاقه و تمرکز من در سالهای اخیر به حوزهی زوجدرمانی با رویکرد تحلیلی معطوف شده است. در این زمینه، دورهی زوجدرمانی تحلیلی را با خانم سبا مقدم گذراندهام و همچنان زیر نظر ایشان از سوپرویژن بهره میگیرم و به درمان زوجها میپردازم. همچنین دانشجوی دورهی تخصصی زوجدرمانی در مؤسسه ایرانیان هستم و بهطور مستمر در مسیر آموزش و ارتقای دانش حرفهای خود در این حوزه فعالیت میکنم.
در مسیر حرفهای خود، آموزش روانکاوی را فرایندی مستمر میدانم که صرفاً به گذراندن دورههای نظری محدود نمیشود؛ بلکه مطالعه، سوپرویژن و تجربهی شخصی رواندرمانی را بخشهای جداییناپذیر شکلگیری هویت حرفهای یک درمانگر تحلیلی میدانم. از همین رو، تلاش کردهام در کنار آموزشهای نظری، با استفاده از سوپرویژن مستمر و مواجههی دقیق با فرایند درمان، فهم عمیقتری از دنیای درونی مراجع و پویاییهای رابطهی درمانی به دست آورم.
در رویکرد تحلیلی، برای من توجه به تجربهی منحصربهفرد هر فرد، روابط اولیه، الگوهای تکرارشوندهی ارتباطی، تعارضهای ناهشیار و نحوهی شکلگیری روابط ابژهای اهمیت ویژهای دارد. معتقدم بسیاری از مشکلاتی که فرد در روابط، هیجانات و تجربهی شخصی خود با آنها مواجه میشود، در بستری عمیقتر از آنچه در سطح آگاهانه تجربه میکند شکل گرفتهاند و فضای درمان میتواند فرصتی برای شناخت و تجربهی متفاوت این الگوها فراهم کند.
در حوزهی زوجدرمانی نیز تلاش میکنم علاوه بر توجه به تعارضهای آشکار میان زوجین، به پویاییهای ناهشیار رابطه، الگوهای دلبستگی، انتقال و انتقال متقابل، روابط ابژهای هر یک از زوجین و نحوهی شکلگیری چرخههای تکرارشونده در رابطه توجه کنم. از این منظر، تعارض زوجین صرفاً مسئلهای میان دو نفر نیست، بلکه میتواند بازتابی از جهانهای درونی و تجربههای رابطهای پیشین هر یک از آنها نیز باشد.
با مراجعین بزرگسال و همچنین زوجهایی کار میکنم که با مشکلاتی در حوزهی روابط بینفردی، تعارضهای زوجی، اضطراب، افسردگی، وسواس، مشکلات هیجانی و روانتنی و سایر دشواریهای روانشناختی مواجه هستند. همچنین از مراجعینی که الزاماً با یک اختلال روانی مشخص مواجه نیستند اما تمایل دارند خودشان را عمیقتر بشناسند، الگوهای تکرارشوندهی زندگی و روابطشان را درک کنند و ارتباط آگاهانهتر و عمیقتری با دنیای درونی خود داشته باشند، استقبال میکنم.
برای من، رواندرمانی بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از تکنیکها برای کاهش نشانهها باشد، فرایندی برای شناخت عمیقتر خود، فهم روابط و ایجاد امکان تجربهی متفاوتی از خویشتن و دیگری است؛ فرایندی که در بستر رابطهی درمانی و با همراهی و تأمل مستمر درمانگر و مراجع شکل میگیرد.